دریچه Iranian amator photographer
یکشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹
ابادی گریز در مسیر نایین
روستایی که کم کم به ویرانه ای بدل میشود
شاید فرزندان روستا دیگر یارای گریز از گرفتاریهای شهر نداشته باشند
تا برای کمک به پدران پیرشان به گریز بگریزند
گریزی که در گذشته گلریز نامیده بودنش ولی اکنون
گلهای ابادانی از ان گریخته است
1 نظرات:
shafagh
گفت...
عکس آخر رو دوست داشتم
شاید باید از ویرانی گریخت و ندید
October 6, 2009 12:27 AM
ارسال يک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحه اصلی
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
بايگانی وبلاگ
◄
2008
(20)
◄
February
(4)
اغاز کلام
عکس پایین رو تو بازار وکیل گرفتم نور از سوراخ سقف ...
◄
March
(1)
فال حافظ
◄
April
(6)
انسان مانند درخت هرچه بخواهد به بلندیها و برایند ن...
یک پنجره برای دیدنیک پنجره برای شنیدنیک پنجره که م...
نگاهی دیگر
فرصتی برای ارمیدن
نمایشگاه تخصصی کودک ونوجوان اصفهان سال 85!!!!
تصوری بدون تصویر
◄
May
(4)
کوچکترین وبزرگترین
◄
June
(2)
قاصدک
بلبل
◄
July
(1)
◄
November
(1)
بعد از مدتی تاخیر
◄
December
(1)
▼
2009
(27)
◄
February
(2)
بازی رنگها......بازی زندگی
زندگی اینجاست
◄
April
(1)
این دستگاه چهارسال تو یک کارخانه من رو نگاه میکرد
◄
June
(1)
◄
July
(3)
در بستر زاینده رود
معصومیت نگاه تو
◄
August
(8)
شبستان مسجد جامع اصفهان
گویی نمیخواهند بروی دنیا چشم باز کنند!!!
برای تو
عکسهای انالوگ من
به کجا چنین شتابان؟
اشکور eshkevar
▼
September
(6)
گذر از کودکی
نور و سایه
شیر سنگی پل خواجو
نان به عمل خویش خوردن
ابادی گریز در مسیر نایین
بدون شرح
◄
October
(4)
کودکان این سرزمین جاوید
رهاورد سفر به دیار ابااجدای (اشکور)
اشکور(2)
در حاشیه نقش جهان
◄
November
(2)
در فصل برگها و رنگها با کمی بیرنگی
پل مارنان اصفهان
درباره من
ehsanghasemi
eghasemi.g@gmail.com
مشاهده نمايه کامل من
پیوندها
سعید عزیزی
عینکم(مهری جمشیدی)
چشم سوم
انیسه دولتی
پایگاه عکس چیلیک
علی حسینی
شهرام صاحب الزمانی
علیرضا نعمتی
کاوه بغدادچی
1 نظرات:
عکس آخر رو دوست داشتم
شاید باید از ویرانی گریخت و ندید
ارسال يک نظر